تبليغاتX
سه تار نوازی معاصر

سوگواران تو امروز خموشند همه

که دهان های وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست

زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه

آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی

روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز

قمریان از همه سو خانه به دوشند همه

ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار

بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز

مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه

به وفای تو که رندان بلاکش فردا

جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

 شفیعی کدکنی

                                          

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/05/13 و ساعت 13:6 |
از ما چنان كه باید و شاید
كاری نرفته است

اینك كه پای رفتنمان نیست
بی تاب و بی توان
یعنی كه تاب نیست،
توان نیست
هنگام برگذشتنمان نزدیك
دیگر زمان ماندنمان نیست
تنها
چشم امید ما به شما مانده ست
ای سروهای سبز جوان
ای جنگل بزرگ جوانان سروقد

گفتیم با بطالت پدر از بیم
بیعت نمی كنیم و
نكردیم

اما بر جمع ما چه رفت
كه مفتون شدیم و راه
راندیم بر تباه

دیدیم
اینجا نه رستگاری
كه هول زار تباهی بود
پایان سر به راهی

آری، دریغ، عقربه ی ساعت زمان
راهی به بازگشت ندارد

اینك رسیده ساعت ما،
تنها
چشم امید ما به شما مانده ست
ای سروهای سبز جوان
ای جنگل بزرگ جوانان

تا استوارتر به بر آئید
و همصدا بسرائید:
« ما سروهای سبز جوانیم
در چار فصل سال
سرسبز و سرفراز می مانیم»
چشم امید ما به شما مانده ست

گر ابرهای تیره سفر كردند
و نور روشن فردا را دیدید
از ما به مهربانی یاد آرید
از ما كه در تمام شب عمر
در جستجوی نور سحر پرسه می زدیم

در خاطر آرزوی ما را
بسپارید
از ما به مهربانی
یاد آرید ! ...

                                      حمید مصدق

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/05/07 و ساعت 9:8 |
 

هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز

این آسمان غمزده غرق ستاره هاست

 

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/03/31 و ساعت 14:19 |

وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت. -»

در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر،

دست از گمان بدار!

«... بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار

وارطان سخن نگفت،

سرافراز

دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت.

وارطان ! سخن بگو! -»

مرغ سکوت، جوجه ی مرگی فجیع را

«! در آشیان به بیضه نشسته ست

وارطان سخن نگفت،

چو خورشید

از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت

وارطان سخن نگفت

وارطان ستاره بود:

یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت.

وارطان سخن نگفت

وارطان بنفشه بود:

گل داد و

« زمستان شکست » : مژده داد

                                                 و

                                                             رفت...

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/03/31 و ساعت 12:55 |

 

می‌توان رشتۀ این چنگ گسست
می‌توان کاسۀ آن تار شکست
می‌توان فرمان داد
ـ «های
ای طبل گران، زین پس خاموش بمان»
به چکاوک اما...
نتوان گفت مخوان

                                                 فریدون مشیری

 

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/03/26 و ساعت 14:41 |
با همين ديدگان اشك آلود ،
از همين روزن گشوده به دود ،
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !
به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم ،
به بهاري كه مي رسد از راه ،
چند روز دگر به ساز و سرود .
ما كه دل هاي مان زمستان است ،
ما كه خورشيدمان نمي خندد،
ما كه باغ و بهارمان پژمرد ،
ما كه پاي اميدمان فرسود ،
ما كه در پيش چشم مان رقصيد ،
اين همه دود زير چرخ كبود ،
سر راه شكوفه هاي بهار
گريه سر مي دهيم با دل شاد
گريه شوق ، با تمام وجود !
سال ها مي رود كه از اين دشت
بوي گل يا پرنده اي نگذشت
ماه، ديگر دريچه اي نگشود
مهر ، ديگر تبسمي ننمود .
اهرمن مي گذشت و هر قدمش ،
ضربه هول و مرگ و وحشت بود !
بانگ مهميزهاي آتش ريز
رقص شمشيرهاي خون آلود !
اژدها مي گذشت و نعره زنان
خشم و قهر و عتاب مي فرمود .
وز نفس هاي تند زهرآگين ،
باد ، همرنگ شعله بر مي خاست،
دود بر روي دود مي افزود .
هرگز از ياد دشت بان نرود
آنچه را اژدها فكند و ربود
اشك در چشم برگ ها نگذاشت
مرگ نيلوفران ساحل رود .
دشمني ، كرد با جهان پيوند
دوستي ، گفت با زمين بدرود ...
شايد اي خستگان وحشت دشت !
شايد اي ماندگان ظلمت شب !
در بهاري كه مي رسد از راه ،
گل خورشيد آرزوهامان ،
سر زد از لاي ابرهاي حسود .
شايد اكنون كبوتران اميد ،
بال در بال آمدند فرود ...
پيش پاي سحر بيفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

فریدون مشیری

+ نوشته شده توسط پرواز در 88/01/01 و ساعت 16:25 |

کشفیات تازه در نظریه تکامل انسان
پژوهش جدیدی که از سوی Meave leakey دیرینه شناس نامدار، در کنیا صورت گرفته نشان می دهد که درخت تکامل خانواده انسان بیشتر شبیه بوته ای سر به هوا و غیر قابل پیش بینی با شاخه هائی پت و پهن است. این یافته ها  چیزی را که ما تاکنون از نحوه تکامل اجدادمان می دانسته ایم تحت الشعاع خود قرار می دهد. نظریه قد یمی بر آن بود کهHomo habilis  نخستین و قدیمی ترین گونه (Species) در درخت خانواده انسان، به انسان راست قامت (Homo erectus ) تبدیل شد و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/09/19 و ساعت 11:55 |

کرشمه و ساختارش در دستگاه و آواز موسیقی کلاسیک ایران
                                                                                                 
* عادل حسینجانی
کرشمه انگاره ای موزون و ریتمیک است که ساختار آن بر اوزان عروضی "بحر مجتث" می باشد. این انگاره دارای قابیلت اجرایی در همه دستگاهها، آوازهای موسیقی ایرانی و همچنین انواع دیگر موسیقی را دارد. کرشمه در ردیف موسیقی کلاسیک ایران در اشکال 16، 15 و 14 هجایی اجرا می گردد.
"بحر مجتث" از تکرار " مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن" به دست می آید.
مثال:

دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من

دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

اما اوزان مورد استفاده "بحر مجتث" در اجرای کرشمه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/08/29 و ساعت 14:14 |

عليزاده؛ ريشه در سنت، انديشه در خلاقيت

دكتر هومان اسعدي* از پژوهشگران شاخص موسيقي و استاديار دپارتمان موسيقي دانشگاه تهران است. وي در مقاله زير حسين عليزاده و جايگاهش در موسيقي ايراني را بررسي مي‌كند

یک سال بود که دست به قلم نبرده بودم، چراکه مسئلۀ تصلب و انجماد که در آخرین نوشتۀ خود («تصلب سنت، انجماد ردیف: پرسشی از سنت موسیقایی»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، شمارۀ 34، زمستان 1385) بدان پرداخته بودم گریبانگیر ذهن و روح خودم نیز شده بود! تصمیم داشتم دیگر تا مدتی دست به‌سوی نگارش هیچ سطری نبرم، چراکه دیگر انگیزه‌ای نداشتم، تا اینکه چند روز پیش دوست عزیزم سيدابوالحسن مختاباد با من تماس گرفت و خبر از این داد که استاد حسین علیزاده در نظرسنجی‌ای به‌عنوان چهرۀ برجستۀ موسیقی سال برگزیده شده است و از من خواست که چند سطری دربارۀ استاد به رشتۀ تحریر درآورم.[گفت وگوي بلند همشهري آنلاين با حسين عليزاده] .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/08/24 و ساعت 19:57 |

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستهانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود…
ولی آن ته کلاسی ها
لواشک بین هم تقسیم می کردند
دلم می سوخت بحال او که بیخود های و هو می کرد
و با آن شور...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/07/25 و ساعت 17:18 |